مقدمه
یک نمونه اولیه می تواند روی نیمکت کار کند و همچنان دلیل لغزش ساخت خلبان باشد.
این مشکلی است که بررسی DFM واقعاً برای جلوگیری از آن وجود دارد.
در پروژههای مونتاژ PCB، تیمها اغلب تاخیر نمونه اولیه را به دلیل زمان تولید، زمان مونتاژ یا تامین قطعات مقصر میدانند. گاهی اوقات این عادلانه است. اما تأخیر زیادی زودتر شروع میشود، زمانی که طراحی به اندازه کافی برای انتشار کامل شده باشد و در عین حال هنوز به اندازهای قابل ساخت نیست که از طریق تأیید صحت و به ساخت پایلوت حرکت کند.
آن شکاف جایی است که زمان از بین می رود.
هیئت برمی گردد. قدرت می گیرد. چک های پایه پاس می شود. سپس پروژه به هر حال کند میشود، زیرا کاوشگری ناخوشایند است، یک بخش جایگزین رفتار را بیش از حد انتظار تغییر میدهد، بسته دادههای منتشر شده کمتر از آنچه مردم فکر میکردند سازگار است، یا نمونه اولیه تنها در صورتی کار میکند که نجات دستی بیش از حد انجام شود. در آن مرحله، مشکل دیگر این نیست که "آیا می توانیم آن را بسازیم؟" مشکل این است که "آیا می توانیم از آن به اندازه کافی سریع یاد بگیریم تا به جلو برویم؟"
به همین دلیل است که بررسی صحیح DFM قبل از ساخت پایلوت اهمیت دارد. این فقط به ساخت هیئت مدیره کمک نمی کند. این به پروژه کمک می کند تا از اتلاف زمان در اصطکاک جلوگیری کند که در وهله اول هرگز نباید در نمونه اولیه باقی می ماند.
اگر طرح در حال حاضر به سمت یک نمونه اولیه ساختارمندتر-به-مسیر آزمایشی حرکت میکند، این معمولاً نقطه مناسبی برای بررسی آن است.طراحی و چیدمان PCBانتظارات به جای تلقی قابلیت ساخت به عنوان چیزی برای تمیز کردن بعد.
موفقیت نمونه اولیه و آمادگی خلبان یکسان نیستند
اینجاست که خیلی از تیم ها بیش از حد خوشبین می شوند.
ساخت نمونه اولیه ثابت می کند که طراحی می تواند کار کند. ساخت پایلوت نشان میدهد که آیا میتوان طرح را با تکرار بیشتر، با تفسیر کمتر، تصحیح دستی کمتر و سر و صدای تولید کمتر ساخت.
اینها اهداف مرتبط هستند. آنها هدف یکسانی نیستند.
یک برد ممکن است راهاندازی شود، سیستمافزار را اجرا کند، و یک تست بنچ را بگذراند، اما همچنان دارای دسترسی ضعیف تست، تحمل ردپایی ضعیف، مفروضات بستهای است که فقط در شرایط مطلوب کار میکنند، یا تصمیمهای طرحبندی که به سختی برای لات اول قابل قبول هستند اما در مرحله بعد ناپایدار هستند. هیچ کدام از اینها نباید ساخت اول را متوقف کند. فقط باید بعدی را کند کند.
به همین دلیل است که بررسی DFM در اینجا ارزش خود را کسب می کند. این تفاوت بین "کار هیئت مدیره" و "طراحی برای پیشبرد برنامه آماده است" را آشکار می کند.
یک نمونه اولیه کار به طور خودکار یک نامزد خلبان تمیز نیست.
آنچه بررسی DFM واقعاً در این مرحله از آن محافظت می کند
در این مرحله، بررسی DFM فقط یک بررسی قوانین نیست. این یک بررسی آمادگی است.
سوال مفید این نیست که آیا می توان برد را ساخت و مونتاژ کرد یا خیر. سوال بهتر این است که آیا این طرح احتمالاً به عنوان یک وسیله نقلیه یادگیری تمیز باز خواهد گشت یا اینکه با اصطکاک کافی برای محو کردن نتیجه وارد خواهد شد.
انتخاب های چیدمانی که می سازند، اما به طور تمیز مقیاس نمی شوند
یک طرح می تواند از نظر الکتریکی سالم باشد و همچنان در هنگام مونتاژ مشکل قابل اجتناب ایجاد کند.
هندسه پد، فاصله ماسک لحیم کاری، تعادل مس، جزئیات زمین حرارتی، استراتژی وفاداری، جهت گیری اجزاء، و تعاملات{0}تکنولوژی مختلط، همگی بر این موضوع تأثیر میگذارند که برد به عنوان چیزی که تیم میتواند به طور تمیز ارزیابی کند یا بهعنوان چیزی که فوراً باعث ایجاد شک در مورد تعلق یک علامت به محصول یا نحوه ساخت آن میشود، تأثیر میگذارد.
این تمایز بیش از آن چیزی است که بسیاری از تیم ها انتظار دارند.
تأخیر در نمونه اولیه اغلب مربوط به بازگشت مجدد هیئت مدیره نیست. این در مورد این است که آیا هیئت مدیره به اندازه کافی تمیز برای پاسخ به سؤالی که قرار بود به آن پاسخ دهد، بازگشته است یا خیر.
ثبات بسته داده{0}}
این یکی مدام دست کم گرفته می شود.
یک بسته طراحی می تواند به اندازه کافی برای انتشار خوب باشد و همچنان به اندازه کافی پایدار نباشد تا مقیاس شود.
گربرها ممکن است خوب باشند. ممکن است BOM بیشتر درست باشد. نقشه های مونتاژ ممکن است کامل به نظر برسند. سپس کارخانه، تیم سفتافزار و مهندسان روی نیمکت متوجه میشوند که همه آنها از یک خط پایه عملی کار نمیکنند. قصد ردپای، مفروضات قطبیت، انتظارات بسته، یادداشتهای تجدیدنظر، یا منطق جایگزین{4}}به طور کامل همسو نیستند.
این همیشه ساخت را متوقف نمی کند.
زمانی که افراد شروع به پرسیدن سوالات مختلف در مورد یک تابلو می کنند، پروژه را کند می کند.
دسترسی تست و آمادگی تأیید
اینجاست که بررسی DFM به طور طبیعی با تأیید نمونه اولیه همپوشانی دارد، حتی قبل از اینکه پروژه شروع به تفکر در شرایط آزمایشی رسمیتر کند.
یک تخته را می توان با موفقیت مونتاژ کرد و هنوز هم به آرامی تأیید می کند زیرا نقاط آزمایش ناخوشایند، مدفون، فاصله بسیار تنگ یا بسیار وابسته به کاوش دستی هستند. روی صفحه، آن تصمیمات ممکن است جدی به نظر نرسند. روی نیمکت، آنها هستند.
کاوش دستی تا زمانی که شروع به تبدیل هر تخته به بررسی کوچک خود کند خوب است. پس از آن، سرعت تأیید به اپراتور- وابسته میشود.
این یک ناراحتی جزئی نیست. این یک راننده برنامه واقعی است.
تحمل بخشی جایگزین-
یک نمونه اولیه میتواند انعطافپذیری بیشتری در منبعیابی نسبت به یک لات آزمایشی تحمل کند. این طبیعی است.
اما زمانی که فشار در دسترس بودن یک جزء جایگزین را مجبور می کند، طرح بندی اغلب سوالی پرسیده می شود که هرگز واقعاً برای آن بررسی نشده است. آیا بسته های جایگزین فاصله تنش ایجاد می کند؟ آیا رفتار حرارتی را تغییر می دهد؟ آیا دسترسی را محدودتر می کند؟ آیا ارزش یادگیری نمونه اولیه را تغییر خواهد داد؟
بررسی DFM محیط عرضه را حل نمی کند. این نشان میدهد که کجا طراحی کمتر از آنچه تیم تصور میکرده است تحمل میکند.
این اغلب تفاوت بین نمونهای است که به وضوح آموزش میدهد و نمونهای که به اعتبار بخشی محصول تبدیل میشود.
بررسی DFM تاخیر در نمونه اولیه معمولاً مانع می شود
مفیدترین راه برای قضاوت در مورد بررسی DFM این نیست که بپرسیم آیا در تئوری قابلیت تولید را بهبود می بخشد یا خیر.
سوال بهتر این است: از چه نوع تاخیری در پروژه های واقعی جلوگیری می کند؟
چرخشی مجدد-که هرگز نباید به چرخش مجدد- نیاز داشت
برخی از چرخش مجدد- طبیعی است. سوال طراحی واقعی بود، اولین قسمت به آن پاسخ داد و تجدید نظر بعدی بخشی از طرح است.
سایر چرخشهای مجدد فقط پاکسازی هستند که باید قبل از انتشار انجام میشدند.
اگر به دلیل ضعیف بودن فرض ردپایی، دسترسی تست ضعیف، جزئیات حرارتی زیر-بررسی شده بود، یا انتخاب چیدمان ابهام مونتاژ قابل اجتناب را ایجاد کرده بود، باید اصلاح شود، این همان نوع تاخیر نیست. کندتر، گرانتر و بسیار کمتر مفید است.
بررسی DFM دقیقاً این نوع ضایعات را کاهش می دهد.
تبدیل تأیید به تشخیص نویز تولید
یک نمونه اولیه باید به تیم کمک کند تا به سؤال طراحی مورد نظر پاسخ دهد.
وقتی برد با نویز اضافی برمیگردد این کار را نمیکند: رفتار لحیم ناجور، دشواری کاوش، جزئیات مونتاژ مرزی، ناهماهنگی حرارتی، یا عدم اطمینان در مورد اینکه آیا مشکل مربوط به طراحی یا نحوه ساخت برد است.
این یکی از کم ارزش ترین مزایای بررسی DFM است.
این احتمال را کاهش می دهد که تأیید نمونه اولیه به بررسی تولید تبدیل شود که پروژه با مشکل محصول اشتباه می کند.
برنامه ریزی آزمایشی که با پاکسازی به جای شتاب شروع می شود
این تاخیری است که بسیاری از تیم ها خیلی دیر احساس می کنند.
یک نمونه اولیه ممکن است "به اندازه کافی خوب" باشد تا از یادگیری اولیه پشتیبانی کند، در حالی که همچنان طرحبندی یا سازشهایی در زمینه تولید وجود دارد که در مرحله بعد زنده نمیمانند. سپس برنامهریزی آزمایشی شروع میشود، و به جای اینکه بپرسند چگونه میتوان ساختمان را مقیاسبندی کرد، تیم مجبور میشود بپرسد چه چیزی هنوز باید ابتدا تمیز شود.
این یک مشکل خلبان نیست. این یک نمونه اولیه-مشکل آمادگی است که بیش از حد منتظر ماند تا خود را نشان دهد.
جایی که تیم ها معمولاً بررسی DFM را اشتباه ارزیابی می کنند
رایجترین اشتباه این است که بررسی DFM را بهعنوان کادری برای علامت زدن بین تکمیل طرحبندی و انتشار تولید در نظر میگیریم.
که خیلی باریک است.
یک بررسی مفید DFM وجود ندارد تا تأیید کند که برد صرفاً قابل ساخت است. اینجاست که به چالش بکشد که آیا طرح منتشر شده آماده است تا از طریق تأیید نمونه اولیه بدون ایجاد اصطکاک قابل اجتناب روی نیمکت یا در برنامه ساخت بعدی حرکت کند.
یکی دیگر از اشتباهات رایج این است که فرض کنیم نمونه اولیه DFM می تواند شل بماند زیرا مقدار آن کم است.
منطقی به نظر می رسد. در عمل، اغلب اینطور نیست.
اگر دسترسی آزمایشی ضعیف باشد، تحمل ردپای حاشیهای باشد، یا بخشهای جایگزین شروع به تأکید بر طرحبندی به شیوههایی که هیچکس بررسی نکرده است، یک ساخت{0} تخته همچنان میتواند زمان را از دست بدهد. اگر خط پایه سیستمافزار همزمان در حال حرکت باشد و برد به تفسیر دستی بیش از حد مجبور شود، یک چرخش پنج تخته همچنان میتواند بکشد.
مقدار کم پروژه را از یادگیری کند محافظت نمی کند.

یک مورد مفید مرزی
هر نمونه اولیه نیازی به انضباط DFM درجه تولید- ندارد.
این درست است.
یک -تبلیغ نوبتی بسیار سریع که تنها وظیفه آن پاسخ به یک سؤال محدود است، میتواند با سازش بیشتری نسبت به نمونه اولیهای که قبلاً برای پشتیبانی از نمونههای مشتری، اعتبارسنجی ساختاریافته، یا تصمیمگیری آزمایشی- طراحی شده است، زندگی کند.
اما این دقیقا همان چیزی است که تیم های مرزی باید به درستی قضاوت کنند.
هرچه نمونه اولیه به یک تصمیم آزمایشی واقعی نزدیکتر باشد، گفتن «این فقط یک نمونه اولیه است» کمتر مفید میشود. در آن مرحله، بررسی DFM دیگر خانه داری نیست. این بخشی از حفاظت از برنامه است.
یک هیئت مدیره میتواند- را بالا بیاورد و همچنان یک کاندیدای خلبان ضعیف باشد.
بررسی بهتر DFM قبل از ساخت پایلوت چگونه به نظر می رسد
بررسی بهتر DFM در این مرحله فقط این سوال را مطرح نمی کند که آیا می توان برد را ساخت یا خیر.
سوالات سخت تری می پرسد.
-
اگر به یک جایگزین واقعی- دنیای واقعی نیاز باشد، آیا این طرح همچنان قابل تحمل است؟
-
هنگامی که این برد از صفحه CAD و روی نیمکت قرار گرفت، کاوش کردن چه چیز ناخوشایند خواهد بود؟
-
کدام نمونه اولیه-فقط میانبرهای طرحبندی احتمالاً برنامهریزی آزمایشی را انجام میدهند؟
-
آیا مهندسی، ساخت، و راستیآزمایی همگی از یک خط پایه تجدیدنظر پاک کار میکنند؟
-
اگر این نمونه اولیه از نظر الکتریکی موفق شود، آیا به اندازه کافی پایدار است که بتواند به طور پاکی-به تفکر کم حجم منتقل شود؟
این نقطه ای است که بررسی DFM از رویه ای بودن باز می ماند و شروع به مفید بودن می کند.
و این نیز جایی است که بررسی طرح در مقابلمونتاژ PCBانتظارات بسیار بیشتر از یک تمرین{0}آمادگی فایل است.
چرا این در عمل اهمیت دارد
مشکلات DFM که دیر کشف می شوند همیشه گرانتر از مشکلات DFM هستند که زود کشف می شوند.
تا زمانی که تابلو از قبل ساخته شده باشد، پروژه دیگر فقط جزئیات طرح بندی را اصلاح نمی کند. همچنین زمان راستیآزمایی را از دست میدهد، تصمیمگیری بعدی را خارج میکند، و مهندسی، منبعیابی و تولید را مجبور میکند تا انرژی را صرف مسائلی کند که باید در حالی که طراحی هنوز آسانتر تغییر میکرد، مورد توجه قرار میگرفت.
به همین دلیل است که کار خوب DFM برای کاهش سرعت یک نمونه اولیه وجود ندارد. این وجود دارد تا مانع از بروز تاخیر در آینده شود.
نتیجه گیری
بررسی DFM به جلوگیری از تأخیر نمونه اولیه قبل از ساخت پایلوت کمک میکند، زیرا انواع مشکلاتی را برطرف میکند که همیشه مانع از ساخت یک برد نمیشود، اما مانع از یادگیری سریع پروژه و حرکت تمیز به مرحله بعدی میشود.
این شامل ریسک چیدمان، اصطکاک مونتاژ، دسترسی ضعیف به تست،-مشکلات تحمل قطعه جایگزین، ناهماهنگی دادهها-و انتخابهای طراحی است که به سختی برای اولین لات قابل قبول هستند اما به اندازه کافی برای برنامهریزی آزمایشی پایدار نیستند.
نکته عملی ساده است.
تأخیر در نمونه اولیه اغلب به سرعت ساخته شدن برد نیست. این در مورد این است که پس از بازگشت هیئت مدیره، طراحی هنوز چقدر دشوار می شود.
به همین دلیل است که یک بررسی خوب DFM باید به عنوان بخشی از آمادگی نمونه اولیه تلقی شود، نه به عنوان یک تشریفات ساخت.
برای تیم هایی که از نمونه اولیه مونتاژ PCB به سمت ساخت آزمایشی یا اجرای کم{0}حجم می روند، یک گام عملی بعدی این است که طرح را در مقابلطراحی و چیدمان PCBومونتاژ PCBانتظارات، سپس نسخه بعدی را از طریق تراز کنیددرخواست یک نقل قولیا مستقیماً با تیم تماس بگیریدinfo@pcba-china.com

سوالات متداول
بررسی DFM به چه چیزی قبل از ساخت نمونه اولیه کمک می کند؟
این به حل مسائل مربوط به چیدمان و قابلیت ساخت کمک می کند که ممکن است ساخت را مسدود نکنند، اما همچنان می توانند اصطکاک مونتاژ، دسترسی ضعیف تست، یا نتایج مبهم نمونه اولیه را ایجاد کنند.
چرا یک نمونه اولیه فعال هنوز هم می تواند ساخت پایلوت را به تاخیر بیندازد؟
از آنجا که یک برد میتواند به صورت الکتریکی کار کند در حالی که همچنان اصطکاک طرحبندی، مونتاژ یا تأیید را دارد که انتقال{0}} مرحله بعدی را کند میکند.
آیا یک نمونه اولیه کوچک هنوز هم نیاز به بررسی جدی DFM دارد؟
بله. تعداد کم برد پروژه را در برابر مشکلات ردپایی، دشواری کاوش، یا تصمیمات طرح بندی که اعتبارسنجی را کندتر از آنچه باید باشد محافظت نمی کند.
آیا بررسی DFM عمدتاً در مورد کارخانه است یا در مورد برنامه خریدار؟
هر دو این به کارخانه کمک می کند تا برد را تمیزتر بسازد، و به خریدار کمک می کند تا قبل از شروع مرحله بعدی، زمان خود را برای اصطکاک نمونه اولیه از دست ندهد.

